أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
274
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
رفعت محل مشرف بر نشيمن زحل . فضاى فلكسانش چون ساحت آسمان با طول و عرض و ماواى گردوننشانش مخبر از مصدوقهء « وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ » « 1 » تنگناى راهش چون مضيق سينهء اصحاب ضيق النفس تنگ و نسر طاير از خيال عروج بر اوجش بالشكسته و بىآهنگ . مثنوى ز سختى كوه و ز سستى رأى * به كوه چنان جست إله دانه « 2 » جاى به فكرى كه محكم كند راه را * به حيرت دهد لشكر شاه را تهى ز آنكه گر آورد همچو ماه * ز غوغاى شاهى به گردون پناه شود عاقبت از چنان اختلاف * سيهروى در عقدهء انخساف چون نوبت ديگر هواى اين خبر در مسامع نوّاب سلطان هفت كشور جاى كرد حكم همايون از اوج نفاذ صادر شد كه لشكر فيروزى اثر متوجّه حوالى كوه درنا گردند [ 350 ] حسب الفرمان لشكر عنان عزيمت به صوب كوه درنا منعطف ساخته در ظلال اعلام ظفر اعلام در راه فتادند و روى اهتمام به وادى دشتپيمايى و كوهفرسايى نهادند . و چون رايات نصرتآيات متوجّه آن حدود گشت ، بادپيماى موكب همايون بر بعضى از بلاد روم مىگذشت از جمله شهر سيواس « 3 » كه شهرى است پاكيزهاساس بيرون از دايرهء انديشه و حيّز قياس . ديگر قيصريّهء « 4 » عالىقصور [ . . . ] « 5 » كه كشورى است جنّتآيين و بهشتدستور ، بلاد مذكوره مسخّر لشكريان گرديد و حاكم هريك از آن ممالك بساط خلاف را درنورديد . صغار و كبار هر ديار زبان به دعاى دوام دولت نامدار شاه هدايتآثار برگشادند و رسم خلاف را بر طرف ساخته ، داد لوازم وفاق و اتّفاق دادند . شاه دينپناه درخور اتّفاق ايشان به لوازم انفاق پرداخته و سر و بر و ميان و كمر هريك را از حكّام آن كشور به تاج زر و خلعت و كمر شمشير و كمر خنجر مزيّن ساخته عازم كوه
--> ( 1 ) . بقره ( 2 ) آيهء 255 . « كرسى او آسمانها و زمين را دربر دارد » . ( 2 ) . إله دانه - علاء الدوله : « شاه دينپرور باز در ثمان و تسعمائه ( 908 ) بر سر علاء الدوله رفت و او را « إله دانه » نام كرد . ( جواهر الاخبار ، ص 22 ) ( 3 ) . سيواس : شهرى است در تركيه ، در كنار رود قزل ايرماق . ( 4 ) . قيصريّه ( قيصاريه - قيساريه ) : شهرى است در تركيه در جنوب شرقى آنكارا و در ساحل رودخانهء قرهسو . ( فرهنگ معين / اعلام ) ( 5 ) . يك كلمه خوانده نشد .